صفحه اصلی / مقالات / توحید مفضل بن عمر جعفی در ترازوی نقد

توحید مفضل بن عمر جعفی در ترازوی نقد

سایت خبری موسسه طبنا: متن پیشرو بازخوانی یک مقاله علمی – پژوهشی، در خصوص میزان اعتبار کتاب توحید مفضل و انتساب آن به امام صادق (ع)  است. این پژوهش توسط جناب آقای هادی نصیری و محمد علی صالحی نگارش شده است. این مقاله را میتوانید با کلیک بر روی عنوان (بررسی اعتبار کتاب توحید مفضل) دانلود نمایید.

در این مقال ما به بخشی از این پژوهش پرداخته ایم تا با نگاهی دوباره به این دست پژوهش ها گامی برای احیای میراث معتبر حدیثی شیعه در علم طب و نقد و بررسی متون حدیث نمایی که به نام ائمه علیهم السلام وارد مجامع حدیثی شیعه شده است پرداخته باشیم.
توجه شما را به خلاصه پژوهش (بررسی اعتبار کتاب توحید مفضل) جلب میکنیم:

رساله توحید مفضل، یکی از میراثهای حدیثی شیعه است که به عنوان املای امام صادق (ع) به مفضل بن عمر جعفی شناخته میشود. در نوشتار حاضر، این کتاب از حیث متن بررسی شده است تا میزان اعتبار آن از حیث درستی یا نادرستی انتساب آن به امام صادق (ع) ارزیابی شود. در صحت انتساب به شواهدی چون شهرت و مقبولیت انعکاس یافته در نسخه های فراوان و شرح ها و ترجمه های متعدد، استناد شده است.
سپس برای سنجش اصالت این رساله از نقد متن بهره گرفته شده است تا به مدد شیوه های مختلف نقد از جمله نقد برون متنی و درون متنی، به حقیقت نزدیک تر شویم. وجود مشابهت های فراوان میان این رساله با آثار دیگر، به تشکیک در انتساب این رساله به امام صادق (ع) میانجامد.

در کنار برخی قرائن مبنی بر صحت انتساب، قراین دیگری وجود دارد که انتساب این حدیث به امام صادق (ع) را بسیار دشوار میکند، افزون بر اینکه قراین صحت انتساب، قابل نقد و بررسی است که در ضمن همین بخش، بدان اشاره میکنیم. قراین عدم صحت انتساب به دو بخش قراین خارج از متن و قراین درون متن تقسیم میشوند.

اعتبار رساله توحید مفضل و انتساب آن به امام صادق (ع) به شدت محل تردید است. از حیث اسناد، سلسله سند این حدیث از زمان امام جواد (ع) به بعد قطع شده و آنچه از رجال سند، یعنی محمد بن سنان و مفضل بن عمر باقی مانده، متهم به فساد عقیده، غلو و ضعف هستند؛ دفاعیه های رجالیان متأخر نیز اتقان کافی ندارد و قدر متیقن، رفع ضعفهای عقیدتی راویان است ولی در انتساب این حدیث به امام صادق (ع) ناکافی است.

از حیث متن نیز مجموع قراین اعتبار این حدیث را با پرسش های جدی رو به رو میکند؛ به طوریکه حتی با توجیه برخی از قراین، نمیتوان بقیه را نادیده گرفت. افرادی که مفضل بن عمر و محمد بن سنان را تضعیف کرده اند به آثار آنها دسترسی داشته اند و کسانی که سعی در تبرئه آنها داشته و از توحید مفضل تمجید کرده اند، از آثار مسأله دار و متنهای مشابه آن اطلاع نداشته اند.
نبود نسخه های کهن و پرهیز متکلمان و فقیهان از استناد به توحید مفضل نیز پرسشی جدی است. اشکالات ساختاری این حدیث هم بسیار و غیرقابل اغماض است و اگر بخواهیم آنها را توجیه کنیم باید متنی پر از ایرادهای ادبی را به امام معصوم منتسب کنیم. انتساب چنین متن پرحاشیه ای به امام معصوم، نه اعتباری برای مفضل و نه افتخاری برای شیعه است و افزون بر آنچه نوشته شد به لحاظ محتوایی نیز مشکلاتی دارد که خود، پژوهش مستقلی را میطلبد.

با مروری بر مطالب پیشگفته میتوان گفت، بیشترین نقدهای ذکرشده در این نوشتار، مربوط به متن رساله توحید مفضل بود و اگر بخواهیم از حیث محتوا هم این رساله را نقد کنیم به پرسش هایی فراوانی برمی خوریم که نخستین و مهمترین آنها، ارتباط این رساله و آثار مفضل بن عمر و راوی بیشتر آثار وی، محمد بن سنان با غلات به ویژه نصیریه است. از جمله میتوان از آثار منسوب به مفضل بن عمر یاد کرد که محقق آن مصطفی غالب، این اثر را از میراث نصیریه دانسته است. به طور کلی بیشتر آثار منسوب به مفضل بن عمر مورد اقبال غلات بوده و هست که در نوشتاری مستقل بدان پرداخته ایم.

پرسشهای دیگری در بررسی علمی بودن یا نبودن برخی مطالب رساله توحید مفضل از جمله تعلیل قطع قاعدگی در دوران حاملگی به تغذیه جنین از خون حیض نیز وجود دارد که از حوصله این نوشتار خارج است.

درباره ی maknun

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *